شکست های دیگران را تجربه نکنید!!

شکست الزاما واژه ی بدی نیست! ولی خب به بدی از آن در همه جا یاد می شود.

وقتی که واژه ی شکست به کار برده می شود، سریعا در ذهن شما واژه هایی همچون، اشتباه، عدم داشتن پشتکار، اراده، حتی خیانت، از دست رفتن وقت، سرمایه و ….. پشت سر هم قطار می شود!! و بدتر از آن حس سرخوردگی و یاس و ناامیدی است که بعد از شکست با آن دست و پنجه نرم می کنید. اما همانطور که بسیاری از بزرگان گفته اند هر شکستی مقدمه ی پیروزی است! اما چگونه؟

تمام ورزشکاران بزرگ دنیا، فقط به یک دلیل معروف شده اند: تمرین مداوم!

تمام فیلسوفان بزرگ دنیا فقط به یک دلیل فیلسوف شده اند: پشتکار فراوان!

تمام مخترعین و دانشمندان، هزاران شکست را تجربه کرده اند ولی در نهایت پیروز شده اند. چرا؟ چون صبر را چاشنی کار خود کرده اند!

تمام هنرپیشه های مشهور و موفق، شهرت خود را مدیون خوردن خاک صحنه هستند!

تمام مدیران و رهبران موفق دنیا حداقل یک بار در زندگی خود شکست تجربه کرده اند. ولی اگر قرار بود با یک بار شکست از هدف و کار خود دست بکشند که دیگر مدیر یا رهبر موفق خظابشان نمی کردیم!

برای مثال، بیل گیتس، پدر مایکروسافت، سال های سال است که عنوان ثروتمند ترین مرد جهان را به خود اختصاص می دهد. اما حتی او هم در یک چشم بهم زدن نتوانسته به موفقیت کنونیش دست پیدا کند. اولین شرکت گیتس Traf-O-Data نام داشت. این شرکت دستگاهی را ساخته بود که می توانست اطلاعات ترافیکی را مورد تحلیل قرار دهد. گیتس و رفیقش پاؤل آلن، در اولین اقدام برای فروش محصولشان متوجه شدند که دستگاه کار نمیکند. در نهایت Traf-O-Data شکست سختی خورد و تمام زحمات گیتس به هدر رفت.

یا آبراهام لینکلن، یکی از بهترین رئیس جمهور های آمریکا بود، که راه بسیار سختی را برای رسیدن به کاخ سفید طی کرد. لینکلن شکست را زمانی که در ارتش بود تجربه کرد و بعد ها نیز در کسب و کار خود به زمین خورد. او حتی در زمان رقابت های انتخاباتی نیز شکست های بسیاری را تحمل کرد تا اینکه سرانجام توانست عنوان ریاست جمهوری آمریکا را به خود اختصاص دهد.

اما الزاما هر شکستی هم مقدمه ی یک پیروزی نیست!

شما تنها در یک صورت به پیروزی می رسید! در صورتی که بعد از شکست به دنبال نواقص و ضعف های کار خود بگردید و تا وقتی که آن ها را پیدا نکرده اید مایوس نشوید. تنها زمانی می توانید پیروزی را واقعا لمس کنید که حداقل یک بار شکست را تجربه کرده باشید!

بسیاری از مدیران ارشد سازمان ها، ضعف عملکرد و ناآگاهی و یا درست کار نکردن کارمندان و یا…. هزار دلیل دیگر را برایتان ردیف می کنند تا شکست سازمان خودشان را توجیه کنند( و این ذات انسان است که همیشه به دنبال مقصر میگردد و هیچگاه خودش مقصر نیست).

اما آیا کارکنان یک شرکت می توانند به تنهایی باعث شکست یک سازمان باشند؟ صد در صد و قطعا جواب منفی است.

نیروی انسانی تنها ۵۰ درصد قضیه است. ۵۰ درصد مابقی آن مدیریت است.

زمانی که مدیر یک سازمان مدیریت کردن را بلد نباشد آن سازمان به هیچ چون و چرایی شکست می خورد.

زمانی که مدیر یک مجموعه نداند کارمندانش چه می کنند؟ چه فعالیت هایی در طی روز انجام می دهند و آیا اصلا فعالیتی دارن یا خیر؟ سازمان شکست می خورد!

زمانی که شما به عنوان یک مدیر ندانید که سود و زیان شرکت شما حاصل چه فعالیت هایی است و آیا اصلا سود کرده اید یا زیان، صد در صد شکست می خورید.

شکست خوردن بسیار راحت تر و از رگ گردن به شما نزدیک تر است. همه می توانند شکست را تجربه کنند ولی پیروزی را فقط عده ای بدست می آورند که راهش را بلد باشند.

به همین دلیل است که امروزه سازمان های فراوانی تشکیل شده است به نام چگونه موفقیت را بدست بیاوریم؟

به همین دلیل است که بسیاری از مدیران به دنبال راه حل می گردند! که چگونه درست مدیریت کنند؟

امروزه ابزارهای فراوانی وجود دارد تا شما بتوانید برای رسیدن به موفقیت از آن استفاده کنید ولی خب همانگونه که این ابزار در دسترس شما قرار دارد در دسترس دیگران نیز قرارداد. بنابراین بدست آوردن موفقیت در شرایط کنونی سخت تر است. قبلا در هر کسب و کار فقط عده ی محدودی فعالیت داشتند و خب هرکدام که بهتر یا متفاوت تر عمل می کردند موفق تر بودند! اما امروزه در هر بخشی از صنعت هزاران نفر فعایت دارند و همه به دنبال برند بودن و شناخته شدن هستند! و همین دلیل سختی کار می شود.

شما می توانید تبلیغات فراوان داشته باشید! هر روز ایده ی جدیدی ارائه کنید. راهکاری متفاوت با دیگر رقبایتان داشته باشید و… تا از دیگران متمایز باشید. ولی تمام این ها در یک صورت می تواند به شما کمک کند که مدیریت خوبی داشته باشید!

تعریف های متعددی از مدیر خوب شده اند. ولی ساده ترین تعریف بهترین تعریف است: مدیر خوب کسی که از همه چیز، همه جا و همه کس خبر داشته باشد! درست مانند یک غیبگو!

ولی این عمل به تنهایی شدنی نیست. برای این که به مدیر خوبی تبدیل شوید و بتوانید غیب گویی و یا حتی پیش گویی کنید باید مانند یک سایه در همه جا و در همه ی زمان ها حضور داشته باشید.

پبرای رسیدن به پیروزی صبر، پشتکار، اراده، و یک مدیر خوب لازم است!!

برای مدیر خوب شدن نیز به دستیاری احتیاح دارید که بدون خطا و با دقت زیاد بتواند سازمان شما را زیرنظر داشته باشد!

ما به شما کمک می کنیم تا دستیار خود را داشته باشید!

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *