بازاریابی

اشتباهات رایج در دیجیتال مارکتینگ

اشتباهات رایج در دیجیتال مارکتینگ
رعایت کردن برخی نکات ساده در تعیین استراتژی بازاریابی برند نه تنها هزینه‌ها را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد بلکه نتیجه‌ی بسیار بهتری نیز دارد.
داشتن استراتژی موفق برای بازاریابی نیازمند پلت‌فرم، کانال، شنوندگان و محتوای مناسب است. درواقع چالش‌های استراتژی دیجیتال مارکتینگ به‌اندازه‌ای سخت است که اغلب شرکت‌ها اشتباهات خود را دائم تکرار می‌کنند. نتیجه‌ی تحقیقات نشان داده است امروزه بیش از پنج هزار پلت‌فرم برای کمک به کسب‌وکارها در دسترس است و تنها ۹ درصد بازاریابان می‌توانند روی استفاده از یک روش تمرکز کنند. درنتیجه برندها تلاش کمتری برای اجرای استراتژی بازاریابی و جلب رضایت مخاطبان خود انجام می‌دهند. این اشتباه‌های رایج تنها مختص استراتژی‌های بازاریابی نیست بلکه توسط کسب‌وکارهایی که برای افزایش مخاطب تلاش می‌کنند نیز انجام می‌شود. در ادامه‌ی این مقاله‌ی زومیت به بررسی بیشتر این اشتباه‌ها می‌پردازیم.

۱- دست کم گرفتن اهمیت داده‌ها

بسیاری از کسب‌وکارهای در حال رشد اهمیت داده‌ها را در توسعه‌ی استراتژی بازاریابی دست کم گرفته و زمان چندان زیادی را به تحقیقات تخصیص نمی‌دهند. درصورتی‌که روزبه‌روز به اهمیت استفاده از داده افزوده می‌شود. هرقدر داده‌های بیشتر و مفیدتری در اختیار بازاریابان قرار بگیرد، فرصت‌های بیشتری برای شناخت مشتری و محصولات فراهم می‌شود. به همین دلیل شرکت‌ها نباید هیچ محدودیتی در جمع‌آوری و استفاده از داده‌ها قائل شوند. به‌عنوان مثال بسیاری از شرکت‌های مشاوره، هر کلمه‌ی کلیدی را به چشم فرصتی جدید برای جمع‌آوری داده به منظور پیدا کردن مخاطبان جدید می‌بینند. این شرکت‌ها حجم زیادی از کلمات کلیدی را توسعه داده‌اند تا به موتور جستجوی هر مشتری میلیون‌ها کلمه‌ی کلیدی اختصاص دهند. digital marketing اهمیت ندادن به داده‌ها باعث می‌شود شرکت‌ها چشم‌انداز ارزشمندی را از دست بدهند یا نتیجه‌گیری درستی نداشته باشند مخصوصا زمانی که نیازهای شخصی هر مشتری باید مشخص شود. برندها می‌توانند داده‌ی مورد نظر خود را از طریق مصاحبه با مشتری، نظرسنجی و تحقیقات در زمینه‌ی بازار تأمین کنند. اگر داده‌های جمع‌آوری شده با تجزیه و تحلیل مناسبی همراه باشند می‌توانند درآمد شرکت را تا ۱۵ درصد افزایش دهند.

۲- عدم تمرکز روی ویژگی منحصربه‌فرد محصول

پیوستن لایه‌های مختلف استراتژی بازاریابی برند باید تعریف واحدی از وجه تمایز برند نسبت به رقبا را نشان دهد. تعریف وجه تمایز برند، به مشتری این امکان را می‌دهد که بداند کدام برند نیازهایش را بهتر برطرف می‌کند تا با دید بهتری نسبت به انتخاب محصول مورد نظر اقدام کند. همچنین این ویژگی منحصربه‌فرد باید محوریت تمام کمپین‌های مرتبط با بازاریابی دیجیتال باشد. بسیاری از موتورهای جستجو محصولات را بر اساس ویژگی‌های پایه و قیمت آن‌ها دسته‌بندی می‌کنند. درنتیجه مشخص کردن وجه تمایز برند نقش حیاتی را در مشخص شدن هدف اصلی برند ایفا می‌کند. digital marketing برندها برای مشخص کردن ویژگی منحصربه‌فرد خود باید بپرسند «چه ویژگی باعث می‌شود مردم محصول ما را انتخاب کنند؟» به‌عنوان مثال برندی که در زمینه‌ی تولید کفش فعالیت می‌کند، تمرکز خود را روی تولید کفش‌هایی با ماندگاری بالا می‌گذارد و یک برند دیگر محصولات شخصی‌سازی شده را به‌عنوان ویژگی منحصربه‌فرد انتخاب می‌کند. مورد اولی که بررسی کردیم یعنی تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده، باعث جذب مشتری‌هایی می‌شود که دنبال بهترین و مقرون‌به‌صرفه‌ترین انتخاب هستند و مورد دوم یعنی تمرکز روی ویژگی منحصربه‌فرد، مشتری‌هایی را جذب می‌کند که به ظاهر و نام برند اهمیت بیشتری می‌دهند.

۳- اهمیت ندادن به مشتری‌های فعلی کسب‌وکار

دانشگاه کسب‌وکار هاروارد در تحقیقات مختلف خود اعلام کرده است نگه داشتن مشتری‌های فعلی بین پنج تا ۲۵ برابر ارزان‌تر از تلاش برای جذب مشتری‌های جدید است. درنتیجه می‌توان گفت تلاش برای نگهداری مشتری میزان درآمد شرکت را به میزان قابل توجهی افزایش خواهد داد. اما بسیاری از کسب‌وکارها مشتری‌های فعلی برند را فدای مشتری‌های جدید کرده و تلاشی برای افزایش ماندگاری آن‌ها انجام نمی‌دهند. digital marketing نتیجه‌ی تحقیقات دیگری نشان داده است شرکت‌ها تا ۷۰ درصد شانس بیشتری برای فروش محصول به مشتری‌های قدیمی دارند درحالی‌که تنها ۲۰ درصد شانس دارند مشتری جدید را نسبت به خرید محصول برند ترغیب کنند. مشتری که حاضر شده است یک بار پول خود را برای خرید محصول یک برند خرج کند خیلی راحت‌تر از مشتری جدید نسبت به خرید محصول جدید تشویق می‌شود. مشتری وفادار سرمایه‌ی هر برندی است و حفظ ارتباط میزان وفاداری آن‌ها را افزایش خواهد داد. دادن پیشنهاد ویژه برای خرید محصول، در نظر گرفتن تخفیف یا مطلع کردن آن‌ها از رسیدن محصولات جدید پیش از آغاز تبلیغات سراسری، به مشتری احساس ارزشمند بودن داده و وفاداری آن‌ها را نسبت به برند افزایش می‌دهد. این افراد تشویق می‌شوند بازخوردهای خود را با برند در میان گذاشته و به پیشرفت آن کمک کنند. کمپین‌های ایمیلی و نظرسنجی از آن‌ها از ابتدایی‌ترین راه‌های حفظ ارتباط با مشتری‌های قدیمی برند است و نسبت به جذب مشتری جدید هزینه‌ی بسیار کمتری دارد. از بین بردن اشتباهات بازاریابی غیر ممکن نیست، تنها کافی است سرعت فرآیند استراتژی بازاریابی را پایین آورید، داده‌های لازم را جمع‌آوری کرده، خودتان را از رقبا متمایز کنید و به مشتری‌های قدیمی خود ارزش دهید. اعمال این راه حل‌های ساده، کمک می‌کند استراتژی‌های بازاریابی نتیجه‌ی بهتر و هزینه‌ی بسیار کمتری داشته باشد.
Read More

قدرت نهفته در اتحاد بخش‌های IT و بازاریابی

به منظور بهینه‌سازی موفقیت کسب‌وکار در دنیای دیجیتال، تیم‌های بازاریابی و تکنولوژی باید با هم همکاری داشته باشند، اما از هر ۱۰ مدیر بازاریابی و IT تنها یک نفر معتقد است که در این راستا درست عمل کرده است. آن دسته از مدیرانی که همکاری و تعامل موفق داشته‌اند، از شکل‌گیری ارتباطات قوی سخن می‌گویند. وقتی پای تکنولوژی به میان می‌آید، پیش‌بینی فناپذیری به شکل ناخوشایندی بر کار بازاریاب‌ها سایه می‌افکند و بیشتر آن‌ها با این حقیقت روبه‌رو می‌شوند که برای آینده به اندازه کافی آماده نیستند. طبق اعلام شرکت تحقیقاتی تکنولوژی «فورستر» (Forrester)، این روز‌ها کلیه امور بازاریابی صرفا به صورت دیجیتالی صورت می‌گیرد. این گفته حاکی از این حقیقت است که تا زمانی که بازاریابان ارشد بر نحوه ارائه تجربه برند توسط تکنولوژی دیجیتال به شیوه‌ای متناسب‌تر و غنی‌تر تمرکز نکنند، از رقبا عقب می‌مانند. موسسه گارتنر پیش‌بینی می‌کند به زودی و تا اوایل سال ۲۰۱۷، مدیران بازاریابی در خرید تکنولوژی‌های جدید از مدیران IT پیشی می‌گیرند. اگرچه بیشتر بازاریاب‌ها ادعا دارند که همگام با آخرین روند تکنولوژی حرکت می‌کنند و برای آینده آماده‌اند، اما تحقیقات جدید میزان تلاش آن‌ها و مدیران IT را در همکاری موثر برای توسعه استراتژی‌های دیجیتال برندشان زیر سوال می‌برد. تحقیقی که موسسه مشاوره مدیریتی Accenture انجام داده حاکی از عدم ارتباط بین مدیران بازاریابی و مدیران IT است که این امر توانایی شرکت‌ها را برای ارائه تجربه مشتری موثر، تهدید می‌کند. این تحقیق نشان می‌دهد از هر ۱۰ مدیر بازاریابی و IT تنها یک نفر معتقد است تعامل بین این دو سطح مدیریتی در سطح درستی صورت می‌گیرد.
طبق اعلام شرکت تحقیقاتی تکنولوژی «فورستر»، این روز‌ها کلیه امور بازاریابی صرفا به صورت دیجیتالی صورت می‌گیرد. این گفته حاکی از این حقیقت است که تا زمانی که بازاریابان ارشد بر نحوه ارائه تجربه برند توسط تکنولوژی دیجیتال به شیوه‌ای متناسب‌تر و غنی‌تر تمرکز نکنند، از رقبا عقب می‌مانند.
    یکی از برندهایی که در این زمینه به اندازه کافی پیشرو بوده و از دو سال پیش تلاش برای ترکیب نقش مدیر بازاریابی و مدیر IT را آغاز کرده، شرکت خدمات مالی IG گروپ است. علی هاین، مدیر بازاریابی این شرکت معتقد است این دو بخش می‌توانند در سازگاری کامل با هم همکاری کنند؛ حتی تا جایی که کارکنان مشترک داشته باشند. هاین پیش‌تر مدیر IT شرکت بوده که اتفاق نسبتا عجیبی است. شرکت IG بعد از چهار سال تصمیم گرفت نقش مدیران بازاریابی و IT را با هم ترکیب کند و بنابراین در سال ۲۰۱۱ هاین هر دو سمت را بر عهده گرفت. اما سال گذشته، فرد جدیدی برای مدیریت IT منصوب شد و هاین وظیفه مدیریت بازاریابی را بر عهده گرفت. البته این ترکیب مشکلاتی هم به همراه دارد، به طوری که Accenture اعلام کرده ۴۵ درصد مدیران بازاریابی اظهار کرده‌اند که می‌‌خواهند تیمشان را در تقویت داده‌‌ها بدون دخالت IT توانمند کنند. در ضمن، شکایت ۴۹ درصد مدیران IT هم این است که مسوولین بازاریابی بدون توجه به استانداردهای IT از تکنولوژی استفاده می‌کنند. تصمیم شرکت IG برای ترکیب این دو نقش تا حدودی ناشی از تغییر برند آن بود که بر اساس آن شرکت قصد داشت تعاملات خارجی و سرمایه‌گذاری‌های بورسی مجزای خود را تحت یک برند واحد بیاورد؛ فرآیندی که مستلزم آن بود که شرکت، وب‌سایت و مدل داده‌های خود را برای همسان‌سازی کلیه محصولات خود تغییر شکل دهد. هاین می‌گوید فرآیند ترکیب نقش دو مدیر نیز عملیات بازاریابی یکپارچه‌تر و امکان به اشتراک‌گذاری بهتر داده‌ها را بین تیم‌های IT و بازاریابی تسهیل کرد. او می‌افزاید: «در اولین نمونه برای تضمین اینکه می‌توانیم بازاریابی را در کانال‌های مختلف دنبال کنیم و تاکتیک‌ها، هزینه‌ها و مدیریت بهتر درآمد را زیر نظر بگیریم، تفکر موجود این بود که تکنولوژی را وارد بخش بازاریابی خود کنیم.» شرکت IG به تازگی بزرگ‌ترین کمپین بازاریابی خود را را‌ه‌اندازی کرده تا خدمات تجارت خارجی در انگلستان را توسعه دهد. این اقدام فعالیت‌های خارج از خانه در حوزه‌های شبکه ریلی، تبلیغات آنلاین و تبلیغات از طریق اپلیکیشن‌های موبایل را دربرمی‌گیرد. هاین می‌گوید اگرچه ایجاد مهارت‌های خلاقانه بازاریابی مثل یک منحنی یادگیری تند است، اما عملکرد بازاریابی شرکت از سابقه تکنولوژی آن و همکاری با بخش IT بهره برده است. «با توجه به خطوط مبهمی که وجود دارد، بازاریاب‌ها باید درک عمیقی از تکنولوژی داشته باشند. هر دو تیم بازاریابی و تکنولوژی باید نیازمندی‌های یکدیگر را بشناسند. ما سخت تلاش می‌کنیم تا تضمین کنیم که این دو بخش در کلیه پروژه‌ها دخیل هستند.» البته بیشتر بازاریاب‌ها سابقه مشخصی در بخش IT ندارند که بخواهند به آن استناد کنند و در عوض باید تخصص کاری خود را توسعه دهند تا مطمئن شوند که تکنولوژی را به طور موثری مهار می‌کنند. به عنوان مثال، پائول هیگینز، مدیر بازاریابی شرکت TalkTalk، ناظر تعدادی از پروژه‌های تکنولوژی بزرگ بوده که هدف آن مدیریت بازدهی بازاریابی و خدمات دیجیتال جدید بوده است. این پروژه‌ها معرفی پورتال مشتری self-service در وب‌سایت شرکت را دربرمی‌گیرد. هیگینز عنوان کرده در حالی که چنین پروژه‌ای از قدیم در دست واحد IT شرکت بوده، اما او توانسته با تعریف دقیق نقش‌های دو تیم پیشرفت خود را هدایت کند. استارباکس در این زمینه مسیر جدیدی را در پیش گرفته و یک مدیر دیجیتال تعیین کرده که عملکرد آن بین بازاریابی و IT قرار می‌گیرد. هیگینز می‌گوید «طرح کلی این بود که ما مسوولیت «چرایی» مسایل را بر عهده داشتیم و بخش IT مسوولیت «چگونگی» آن را. بنابراین، ما مثلا مسوول تحقیق در مورد مشتری بودیم که ما را به سوی تجربه کاربر راهنمایی می‌کرد. به محض اینکه به دانش و اطلاعات در مورد مشتری مجهز می‌شوید و به صدای مشتری تبدیل می‌شوید، اختلافات جزئی بین بخش‌ها از بین می‌رود.» علاوه بر کار کردن با یک تیم IT داخلی، هیگینز به چالش خرید تکنولوژی بازاریابی اشاره می‌کند. پیشنهاد او این است که بازاریاب‌ها با همتایان IT خود تعامل نزدیک داشته باشند و قالب کسب‌وکار روشنی داشته باشند تا چنین خریدهایی را توجیه کنند. «اگر تلاش کنید تکنولوژی را بدون طی فرآیندهای درست وارد کسب‌وکاری کنید، ناگزیر به عقب رانده می‌شوید. اگر بتوانید بفهمید مشتری چه چیزی می‌خواهد، بکارگیری تکنولوژی موثر خواهد بود.» تحقیق Accenture نشان می‌دهد ۴۶ درصد از مدیران IT هنگام همکاری و تعامل در مورد یک اقدام بازاریابی، معتقدند بازاریابی برای رسیدن به موفقیت نهایی جزییات کافی ارائه نمی‌کند. هیگینز معتقد است بازاریاب‌ها برای اینکه دانش فنی و ارتباطات میان بخشی خود را ارتقا دهند، باید با انجام کار درس بگیرند. او می‌افزاید «فقط با حضور در بازی – یعنی شرکت کردن در سمینار‌ها، ملاقات با افراد روشنفکر و گفت‌وگو با دیگر افراد شرکتتان – می‌توانید از آخرین تکنولوژی‌ها اطلاع داشته باشید. باید خودتان را مسوول شنیدن، یاد گرفتن و فهمیدن کنید و سپس وارد کار شوید.» کوری مانک‌بک، تحلیل‌گر شرکت فورستر، معتقد است نسل فعلی مدیران بازاریابی در سازگاری با سرعت بالای تغییرات دیجیتال با چالش بزرگی مواجه شده‌اند. او معتقد است از آنجایی که امروز نسل جدید‌تر متخصصین دیجیتال به تدریج نقش‌های ارشد بازاریابی را به عهده می‌گیرند، مساله بکارگیری و اجرای تکنولوژی، پیچیدگی کمتری خواهد داشت. مانک‌بک در این راستا می‌گوید «مدیران بازاریابی دریافته‌اند که شناخت نقشی که تکنولوژی دیجیتال دارد و روشی که مشتری در آن دخالت داده می‌شود، مساله مرگ و زندگی است. این موضوع رویکرد آن‌ها نسبت به کارشان را تغییر داده است.» او معتقد است علیرغم ناسازگاری‌های مشخص بین تیم‌های بازاریابی و IT راهکارهایی وجود دارد که می‌توان برای ارتقای برند بین این دو تیم تعامل به وجود آورد. اصلاح عملیات داده برای تضمین اینکه بازاریاب‌ها بینش مصرف‌کننده را بهینه‌سازی می‌کنند و در عین حال استانداردهای قانونی IT را رعایت می‌کنند، از جمله این راهکار‌ها است.
کوری مانک‌بک، تحلیل‌گر شرکت فورستر معتقد است از آنجایی که امروز نسل جدید‌تر متخصصین دیجیتال به تدریج نقش‌های ارشد بازاریابی را به عهده می‌گیرند، مساله بکارگیری و اجرای تکنولوژی، پیچیدگی کمتری خواهد داشت.
«برای غلبه بر این ناسازگاری‌ها تعهد وجود دارد و باید تکرار شود، چون دو طرف می‌دانند این‌‌ همان چیزی است که مشتری به آن نیاز دارد.» عقیده مانک‌بک به نقش ضروری تکنولوژی دیجیتال باعث شد او پیش‌بینی کند که بازاریابی دیجیتال به زودی پسوند دیجیتال خود را از دست می‌دهد و فقط به «بازاریابی» تبدیل می‌شود. در حالی که او قبول دارد وجود متخصصین بازاریابی دیجیتال می‌تواند به شرکت‌ها در شکل‌دهی قابلیت‌های خاص کمک کند، اما باید بر نیازهای مشتری بیشتر تمرکز کرد. «اینگونه نیست که بازاریاب‌ها کل پول خود را برای تجربیات یا ابزارهای صرفا دیجیتال هزینه کنند، بلکه باید فهمید مصرف‌کنندگان چگونه از تکنولوژی دیجیتال برای تاثیرگذاری بر تجربیات سنتی و بالعکس، استفاده می‌کنند. «بنابراین، وضعیت ایده‌آل این است که سفر مشتری را به خوبی بشناسیم. سپس هر اتفاقی که در طول این سفر لازم است، باید رخ دهد، اما نباید توسط یک فرد تعریف شود. کلیه عوامل – اعم از دیجیتال و آفلاین – باید با هم کار کنند. این تصویر با ظهور مدیران ارشد دیجیتال پیچیده‌تر می‌شود؛ چون سمتی مجزا و در سطح مدیریتی است که از سوی برخی برند‌ها و بین مدیر IT و مدیر بازاریابی ایجاد شده است. هدف از این کار تخصیص منابع برای تولید محصولات دیجیتال است، اگرچه با توجه به نقش پررنگ تکنولوژی دیجیتال در همه بخش‌های یک کسب‌وکار، برخی مفسرین از وجود چنین سمتی اظهار نگرانی کرده‌اند. شرکت IG دو سال پیش نقش مدیران IT و بازاریابی را با هم ترکیب کرد تا فعالیت‌های این دو تیم را با هم یکی کند و از به اشتراک‌گذاری داده‌ها حمایت کند. به هر حال، تانیا کوردری، مدیر دیجیتال اخبار و رسانه گاردین، می‌گوید بخش او مکانیزمی حیاتی در ایجاد بهترین عملکرد درون شرکت است. او می‌گوید «بسیار مهم است که کسب‌وکار‌ها تکنولوژی دیجیتال را فقط به گروه کوچکی از افراد درون سازمان محدود نکنند. بنابراین، برای افرادی که مثل من سمتی دارند و نیز تیم آن‌ها، لازم است که تکنولوژی دیجیتال را در همه سازمان پیاده کنند.» Read More

جذب مشتری با استفاده از CRM

مرکز توجه دنیای مدرن در جذب مشتری جدید “خریدن” از اهمیت پایین تری نسبت به “جلب توجه” برخوردار است. یعنی استراتژی های جذب مشتری یا همان تولید سرنخ نیازمند اصلاح در تمام صنایع برای برآورده کردن بهتر نیازهای بازارهای هدف است. جذب مشتری جدید در دنیای مدرن “خریدن” توجه آنها نیست، “جلب” آن است. یعنی استراتژی های جذب مشتری یا همان تولید سرنخ نیازمند اصلاح در تمام صنایع برای برآورده کردن بهتر نیازهای بازارهای هدف است. اولین قدم در این تکامل این است که محتوای جذابی ایجاد کنید. و دوم این است که از آن محتوا برای تبدیل بازدیدکنندگان به سرنخ استفاده کنید. البته صحبت درباره ی این کار بسیار آسان تر از انجام آن است! برای مشخص کردن اهمیت یک استراتژی قدرتمند جذب مشتری جدید، یک مثال می زنیم. فرض کنید می خواهید تعدادی سنگ، سنگریزه، ماسه، و مقداری آب را در یک شیشه به کارامد ترین نحو ممکن جای دهید. با اولویت بندی بزرگ ترین اقلام و قرار دادن آنها در شیشه پیش از سایر سنگ ها، می توانید مقدار فضای مورد استفاده را بهینه سازی کنید. و طبیعتا، آب آخرین چیزیست که به شیشه اضافه می شود. هنگام اجرای راهکارهای جذب مشتری جدید نیز باید ذهنیتی مشابه داشته باشید.

سنگ ها و سنگریزه های بازاریابی درونگرا

سنگ های بزرگی که برای استراتژی شما ضروری هستند، چیستند؟ سنگریزه هایی که به عنوان ابزار ثانویه و حمایتی برای کسب و کار شما عمل می کنند چطور؟ چه چیزهای کوچکی “شن” کسب و کار شماست؟ اکثر کسب و کار ها معتقدند که مشتریان “سنگ” های استراتژی آنها هستند. اهمیت مشتریان برای هر کسب و کار غیر قابل انکار است. اما بیایید برای لحظه ای به آنها به عنوان آبی که در نهایت برای پر کردن شیشه استفاده می شود فکر کنیم. آب تنها بعد از آنکه همه ی اجسام جامد در شیشه قرار گرفتند، اضافه شد. کسب و کار شما می تواند از این نگرش در استراتژی بازاریابی خود بهره برد.

چهار اصل جذب مشتری جدید در بازاریابی درونگرا

جذب مشتری جدید محتوای وب سایت شما سنگ های شماست. همان طور که پیش تر اشاره شد، محتوای جذاب نقش بسیار مهمی در جذب مشتری جدید ایفا می کند. تمام ابزارهایی که برای تولید ترافیک و خوانده شدن وبلاگ شما استفاده می شود، مانند SEO، PPC و شبکه های اجتماعی، در همین بخش قرار دارند. برای مشتری ها دام نگذارید، سعی کنید کسب و کار (و وب سایت) خود را به منظره ای تبدیل کنید که مخاطبان خود به خود جذب آن می شوند. این که چطور باید این کار را انجام دهید در زمره ی وظایف یک کارشناس دیجیتال مارکتینگ قرار دارد.
  1. جذب مشتری جدید بالقوه

اگر کمی اطلاعات از بازدیدکنندگان خود نگیرید، حدود نیمی از آنها هرگز به سایت شما باز نخواهند گشت. یک آدرس ایمیل بهترین چیزی است که یک بازاریاب می تواند در این مرحله از بازدیدکننده درخواست کند، اما بازدیدکنندگان همیشه تمایل به ارائه این نوع اطلاعات شخصی ندارند. دکمه هایی با مضمون “اینجا ثبت نام کنید” که دورتادور یک صفحه ی سایت به وفور یافت می شوند، عملا به معنی “برای شما خیل عظیمی اسپم خواهیم فرستاد” هستند. به همین دلیل است که بازاریاب ها به پیدا کردن راه های جدیدی برای به دست آوردن این اطلاعات نیاز دارند. بسیاری از آنها برای بهبود و تسریع فرایندهای بازاریابی، از نرم افزارهای مربوطه استفاده می کنند. نیکلاس کاسمیچ، مشاور بازاریابی استراتژیک و متخصص تبلیغات فیس بوک، پیشنهاد جدیدی برای به دست آوردن اطلاعات بازدیدکنندگان می دهد. او معتقد است که دو قانون طلایی باید در نظر گرفته شود:
  1. قبل از این که درخواستی داشته باشیم، باید چیزی به مخاطب ارائه دهیم
  2. هر گام فرایند بازاریابی (تبلیغات) باید به خودی خود ارزشمند باشد
بیایید چند سال پیش تکنولوژی و خودمان را در نظر بگیریم: باورتان می شود اینباکس ایمیل قابل دسته بندی، یک آپشن کاملا لوکس بود؟ تمام اطلاعاتی که شما می خواستید به راحتی به پوشه ی مخصوص خود تحویل داده می شد. همه ما فکر می کردیم “تکنولوژی چه کارها که نمی کند!”. اما این روزها سالهاست که گذشته اند. حالا بیایید کمی پیش تر برویم. دقیقا همان روزهایی که سعی می کردیم سیل اسپم را از ایمیلمان دور کنیم، و از باز شدن پنجره های مزاحمی که با کلیک های سهوی در یک صفحه به مانیتورمان هجوم می آوردند، به هر قیمتی پیشگیری کنیم. احتمالا جایی در میان پاک کردن پوشه اسپممان که چندهزار ایمیل در آن وجود داشت، و نصب پاپ آپ بلاکر ها با عصبانیت و کمی درماندگی به خود قول دادیم که دیگر هیچ گاه “اینجا ثبت نام نکنیم”. چاره چیست؟ بازاریابانی که قصد دارند حقیقتا مطالب مفید و جذاب برای مخاطبان خود بفرستند باید چه کنند؟ برای جذب مشتری جدید از این طریق، باید رابطه ای دو طرفه با سرنخ ها پایه گذاری کنید. رابطه ای که برای هر دو طرف سودمند باشد.بسیاری از برندهای برتر جهان با استفاده از CRM کلیه فرایندهای فروش و بازاریابی خود را بهبود بخشیده اند.
  1. آهن رباهای مخصوص جذب مشتری جدید

افزایش ارزش طول عمر مشتری نیاز به بهینه سازی روند تبدیل بازدیدکنندگان به سرنخ دارد. متأسفانه، شکافی بین مرحله تولید ترافیک و مرحله تولید سرنخ وجود دارد که اغلب باعث می شود بازدیدکنندگان تنها یک بار به سایت شما سر زده، و تلاش های شما را برای ضبط اطلاعات خود را نادیده بگیرند. این بازدیدکنندگان هرگز از شما خبری دریافت نخواهند کرد. شما می توانید این شکاف را با آهنرباهای جذب مشتری جدید پر کنید. آهن رباها ابزارهایی هستند که در ازای دریافت اطلاعات مخاطب به آنها پیشنهادی ارزشمند می دهند. کسب و کارها با استفاده از آهنرباهایی مانند ایمیل های دوره ای انتخابی، اشتراک، و فالو در شبکه های اجتماعی به دنبال پیدا کردن نشانه های علاقه مندی بازدیدکنندگان سایت خود هستند. هدف این است که اجازه ی بازدیدکنندگان برای پیگیری های آتی را کسب کنید. برخی از نمونه های آهنرباهای جذب مشتری جدید عبارتند از:
  • سری ویدئوهای آموزشی
  • نسخه رایگان
  • وبینارها
  • کتاب های الکترونیکی
  • گزارش های مربوط به صنعت
  • کتابچه های راهنما در مورد مشکلی خاص
  • مجموعه ای از نکات کارامد (مثلا این نکات آماری افزایش فروش را می توان به عنوان کتاب الکترونیکی ارائه داد)
  • مصاحبه با متخصصین در یک موضوع مربوط
این ابزار آموزشی رایگان اعتماد بازدید کنندگان وب سایت شما را جلب کرده و به شما اجازه می دهد تا هم آدرس ایمیل آنها را دریافت کنید و هم آنها را در مورد کسب و کار خود آموزش دهید.
  1. جذب مشتری جدید با استفاده از صفحات فرود

صفحات فرود یکی از پرکاربردترین و ساده ترین ابزار جمع آوری سرنخ هستند. اما مشکلی که در مورد دکمه های “اینجا ثبت نام کنید” وجود داشت، در مورد صفحات فرود نیز می تواند وجود داشته باشد. صفحه فرود می تواند هر صفحه ای باشد که مخاطب پس از کلیک کردن روی یک آگهی یا سایر عناصر بازاریابی آنلاین به آن هدایت می شود. نکته ی قابل توجه این است که صفحات فرود می توانند به طور مستقل از وب سایت شرکت شما وجود داشته باشند. معمولا این صفحات به عنوان ابزاری برای یک کمپین بازاریابی واحد مورد استفاده قرار می گیرند. همیشه حداقل یک فرم در صفحه ی فرود وجود دارد که برای گرفتن اطلاعات بازدیدکنندگان استفاده می شود. این فرم ها بهنرم افزار CRM شما متصل شده، و سرنخ های جدید را به طور خودکار در سیستم شما ثبت می کنند. حتی می توانید با استفاده از گردش کارهای نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری خود ایمیل ها یا پیامک های خودکار پس از ثبت سرنخ از طریق هر یک از این صفحات فرود ارسال کنید. از صفحات فرود می توان برای ارائه ی تخفیفات و جشنواره ها به مشتریان فعلی نیز استفاده کرد. به طور کلی، از هر تکنیکی که برای جمع آوری اطلاعات بازدیدکنندگان و تبدیل آنها به سرنخ، و در حقیقت جذب مشتری جدید استفاده می کنید، باید قانون “پیش از درخواست چیزی ارزشمند ارائه دهید” را در نظر داشته باشید. Read More

۳۰ مشکل کسب و کار که CRM حل می کند (بخش دوم)

ب) بازاریابی و فروش

8. بازاریابی

راه حلی برای موانع بازاریابی دیجیتال شما! با استفاده از CRM، می توانید، با فراهم نمودن پیامی سازگار در تمامی نقاط بازاریابی، همه تجارب مشتری را شخصی سازی کنید. چگونه این کار انجام می شود؟ با استفاده از CRM در کنار خودکارسازی بازاریابی، می توانید دیدی یکتا از هر مشتری به همراه اطلاعاتی که از نقاط ارتباط با مشتری بدست آمده خلق کنید. بازاریابی CRM

9. اشتراک محتوا

همه آن را از CRM خود بدانید! Seth Godin می گوید: بازاریابی محتوا تنها شکل بازاریابی است که باقی مانده است. هنگامی که از هرگونه پلتفورم طرف سومی استفاده می کنید تا محتوایتان را منتشر کنید، می توانید بررسی کنید کدام محتوا در چه زمانی به بستن قرارداد کمک کرده است. و در ادامه، می توانید از این اطلاعات برای اصلاح بازاریابی محتوای خود استفاده کنید. علاوه بر این، CRM می تواند با وب سایت شما یکپارچه شود و به یک سیستم مدیریت محتوای کامل تبدیل شود.

10. بازاریابی کمپین ایمیل

چرا به طور مجزا اینکار را انجام دهید؟ با CRM یکپارچه اش کنید بازاریابی ایمیلی همچنان بالاترین ROI را به عنوان ابزار بازاریابی برای تلاش های B2B دارد. در واقع حدود 1600000 ریال به ازای هر ریال هزینه باز می گرداند.

11. هدف بازاریابی و فروشتان را یکسان کنید

تمامی عدم توافق ها پیش از آنکه رخ دهند حل و فصل می شوند! هیچ رقابتی در جهان تجارت به اندازه رقابت بین بازاریابی و فروش آشکار نیست. هرگاه کسب و کار با افول مواجه می شود، تیم ها به هم فشار می آورند و بازی سرزنش شروع می شود. این اتفاق همچنان رخ می دهد! اما تنها در شرکت هایی که از CRM استفاده نمی کنند. هنگامی که کل قیف فروش در برابر شما قرار دارد و همه تعاملات با مشتریان ثبت شده باشند، افرادی که طفره می روند مشخص خواهند شد.

12. فروش در حال حرکت

متولدین هزاره جدید (دهه های 60 تا 80 شمسی) هم خریدار هستند و هم فروشنده. فکر می کنید می توانید از تلفن همراه فرار کنید؟ با ظهور CRM، فروشندگان می توانند با مشتریان با استفاده از تلفن های همراه و تب لت هایشان ارتباط برقرار کنند. اگر قرار است به جلسه ای بروند، تمامی اطلاعات به روز شده را بر روی دستگاه هایشان دارند و می توانند به موقع ببینند چه اقداماتی باید انجام دهند تا از فرصت های بالقوه استفاده کنند. CRM

13. پیش بینی فروش

CRM به شما نگاهی اجمالی از آینده می دهد! با استفاده از داده های جمع آوری شده از تمامی نقاط بازاریابی، CRM آن ها را یکی کرده و به شما روندهای فروش برای ماه های قبل را نشان می دهد و می تواند فروش آینده شرکتتان را پیش بینی کند.

14. گزارش دهی

در کارتان خوب هستید؟ نشان دهید! با استفاده از CRM می توانید اطمینان حاصل کنید گزارش های به موقع از داده هایتان دریافت می کنید. اکنون، به سادگی به پاسخ پرسش هایی از این دست دسترسی دارید: فروشندگان شما در هفته قبل چکار کردند؟ بهترین فرصت های فروش برای این ماه کدامند؟ آیا این فصل به هدف فروش می رسیم؟ بله، می توانید همه این موارد را در گزارش های یکپارچه و سفارشی شده CRM ملاحظه کنید.  

15. تعریف جریان های کاری

همه ما گام ها را در لحظه فراموش می کنیم. بیایید دیگر این کار را نکنیم! می توانید برای CRM خود گام هایی را که معمولا برای انجام وظیفه ای معین طی می کنید شرح دهید. سپس CRM به مدیری باهوش تبدیل می شود و از شما می خواهد تا این گام ها را هر زمان که موقعیتی مشابه پیش می آید طی کنید. این ویژگی تضمین می کند که هیچ چیزی فراموش نشده است.  
مطالب مرتبط: Read More

۴ فرایند مهم بازاریابی که CRM به طور خودکار انجام می دهد.

4 روش کمک CRM به بازاریابی1. مدیریت سرنخ

مدیریت سرنخ یک فرایند زمان بر است. بدست آوردن سرنخ از طریق فرم های وب و وارد کردن آن ها به CRM جالب­ترین یا مفیدترین راه گذراندن زمان برای بازاریاب نیست. می توانید با خودکارسازی و بهینه سازی فرایندهای مدیریت سرنخ به نتایج سریع تری دست یابید.
  • کسب سرنخ:
    ترافیک ورودی وب شما می تواند به دو منبع تقسیم شود: فرم های وب و بازدیدکنندگان ناشناس وب. وب سایتتان را به CRM خود متصل کنید، تا سرنخ ها به فرم وب سایت جلب شده و وارد سیستم شما شوند. جهت اطمینان از اینکه هیچ یک از آن ها را از دست نمی دهید، اعلان هایی را برای خودتان و تیم تان جهت وارد عمل شدن تنظیم کنید.
  • امتیازدهی سرنخ:
    همه سرنخ هایی که به وب سایت شما می آیند به طور یکسان خلق نشده اند. نیازی نیست زمان خود را صرف سرنخ هایی کنید که ارزش تلاش کردن را ندارند. برنامه امتیازدهی سرنخ یعنی چگونه شما سرنخ را واجد شرایط می کنید تا زمانی که به سرنخ صلاحیت دار بازاریابی (MQL) تبدیل شده و از ارائه آنها به تیم فروش اطمینان خاطر داشته باشید. امتیازدهی سرنخ درباره برجسته نمودن تعامل های ارزشمند با کسب و کارتان است و باید خودکار شود تا به CRM اجازه دهد امتیازدهی را برای شما انجام دهد. بخش بعدی برای خودکار شدن در CRM هشدار دادن به تیم ها است زمانی که رنخ ها یا خریداران بالقوه (prospect) به امتیاز بالا دست می یابند
با خودکارسازی این فرایند های مدیریت سرنخ، فرایند بازاریابی شما را تسریع می یابد.

2. تقویت سرنخ

معمولا چرخه فروش در B2B از B2C طولانی تر است. جهت جلوگیری از سرد شدن سرنخ ها و خریداران بالقوه آن ها درگیر در چرخه خرید کنید. یک راه برای کسب مشارکت ارسال ایمیل با محتوایی مرتبط به طور منظم است. در پی جلب اعتماد و ایجاد رابطه باشید، تا زمانی که سرنخ های شما آماده مشارکت با تیم فروش شوند. از خودکارسازی بازاریابی برای ساخت CRM استفاده کنید تا کمپین های پرورش سرنخ را خودکار کنید. استفاده از داده های CRM به شما امکان بخش بندی داده ها جهت بهینه سازی و شخصی سازی ایمیل ها را می دهد. هنگامی که سرنخ ها به سطح مطلوبی از مشارکت یا امتیازی بالا دست یافتند، فرایند هشداردهی به تیم فروش را خودکار کنید. حال آن­ ها می توانند تلفن را بردارند و مکالمه ای مطلوب با سرنخ ها در زمان بهینه داشته باشند.

3. حفظ مشتری و بیش فروشی

کار بازاریابی با تبدیل خریدار بالقوه و تحقق فروش خاتمه نمی یابد. حفظ مشتری باید وزنی برابر با کسب مشتری در کسب و کار داشته باشد. شاد نگهداشتن مشتری و حفظ تعامل آن ها برای داشتن فروش مکرر در بلند مدت الزامی است. کاربران خوشنود از محصولات شما، بیشتر به سوی تان باز می گردند و طرفدار برندتان نیز خواهند شد و در بلند مدت منبع سرنخ ارجاعی عالی خواهند بود و در خلق کسب و کار جدید به شما کمک خواهند کرد. CRM می تواند بخش هایی از فرایند های مشارکت مشتری شما را خودکار کند. با اجازه دادن به شما برای بهره­ وری بیشتر از داده مشتری، می توانید جریان های کاری بازاریابی را خودکار کنید، همانند:
  • مجموعه های خوشامد مشتری:
    مشتریان همیشه در معرض ریسک عدم خرید مجدد قرار دارند. خودکارسازی بازاریابی از طریق داده های مشتریان در CRM از حفظ تماس شما با مشتری و به خاطر سپردن برند/ محصول شما اطمینان حاصل می ­کند. یک ماه بعد از اینکه مشتری شما شدند ایمیل یا تماس تلفنی را خودکار کنید.
  • کمپین های بیش فروشی و فروش جانبی:
    بخش بندی مشتری بر اساس داده های فعالیت در CRM امکان شناسایی اینکه کدام محصول یا خدمت اضافی می تواند برای مشتریان فعلی شما مفید باشد را فراهم می کند. کمپین های ایمیل را برای مشتریانی که خرید کرده اند خودکار کنید و آن ها را از سایر خدمات و محصولات آگاه کنید.
  • مشارکت مشتری:
    در تماس ماندن با مشتری و حفظ مشارکت آن ها نیازمند تلاش زیاد است. تعامل های خاص را خودکار کنید و آن ها را با استفاده از داده های CRM خودکار نمایید.
  • زمانی که یک مخاطب بر روی فیس بوک شما پستی قرار می دهد یا برند شما را توئیت می کند، می توانید به طور خودکار فعالیت هایی را با تیم رسانه اجتماعی تان خلق کنید.
  • هنگامی که مخاطبی خرید می کند، 30 روز بعد با خلق خودکار فعالیتی که درخواست بازخورد یا بازنگری می کند، عمل پیگیری را انجام دهید. با ترکیب داده های CRM و خودکارسازی بازاریابی، از بکارگیری فروش های یکپارچه و نرم افزارهای بازاریابی بیشترین بهره را ببرید.
مدیریت کمپین های بازاریابی از درون CRM به شما دید 360 درجه نسبت به نتایج کمپین می دهد. خودکارسازی کمپین ها می تواند زمان لازم برای تعیین اینکه کدام فعالیت ها موفق تر هستند و کجا منابع بازاریابی خود را صرف کنید، فراهم کند.

4. سازمان بازاریابی و برنامه ریزی

فرایند دیگر برای خودکارسازی در CRM برنامه ریزی حجم کار بازاریابی است. در سیستم CRM پروژه ای ایجاد کنید، همه فعالیت ها، اسناد و ایمیل های مرتبط را اضافه کنید. جریان کار پروژه خودکار شده ای را اضافه کنید تا اطمینان یابید که هیچ گاهی پیش از شروع کمپین بعدی بازاریابی نادیده گرفته نشده است. هزینه بازاریابی می تواند صرف این فعالیت ها شود تا تصویر شفافی از ROI هر فعالیت بازاریابی بدست آید. مزیت در این است که مدیریت همیشه از پیشرفت فعالیت­ ها آگاه است و هر گام در CRM قابل پیگیری خواهد بود. با خودکار نمودن این 4 فرایند در CRM زمان زیادی برای تیم بازاریابی آزاد می شود. زمانی که می توانید صرف تفسیر و اصلاح استراتژی بازاریابی خود یا امتحان ایده بازاریابی بعدی خود کنید. کمپین ها یا سازمان های کوچکی که هنوز فناوری بازاریابی لازم برای این کار را ندارند می توانند با خودکار نمودن صرفا یک فرایند CRM آغاز کنند و تا فرایندی که برد سریع را برای آن ها در پی دارد ادامه دهند  
مطالب مرتبط: Read More

شش کاربرد نرم افزار CRM

شش کاربرد نرم افزار CRM
سیستم مدیریت ارتباط با مشتری ( CRM ) در کاهش هزینه ها و افزایش سود از طریق سازماندهی و مکانیزاسیون فرآیندهای کسب وکار به شما کمک می کند. و از این طریق باعث افزایش رضایت و وفاداری مشتریان در زمینه های فروش، بازاریابی و خدمات پس از فروش می شود.  در ادامه به شش مورد از پرکاربردترین استفاده های نرم افزار سی آر ام مایکروسافت می پردازیم.

1- مدیریت فروش

همه شرکت ها و سازمان ها در تلاش برای پیش دستی و سبقت از رقبای خود هستند. که لازمه آن تمرکز تیم فروش بر امور اصلی و داشتن اطلاع به روز و دقیق است. این مطلب اهمیت به کار گیری ابزاری مناسب برای مدیریت ارتباط با مشتری را مشخص می نماید. استفاده از نرم افزار CRM کمک می کند تا فرآیندهای داخلی ساده تر و سریعتر شوند و پرسنل فروش به جای درگیر شدن در امور پیش پا افتاده روزانه بر هدف اصلی یعنی فروش تمرکز می کنند. و شرایطی فراهم می شود که بتوان تجربه ای متفاوت را برای مشتریان خود به ارمغان آورید.

2- مدیریت بازاریابی

رشد تمامی کسب و کارها در گرو بهبود و ارتقای ارتباط با مشتریان است. قطعا شما می خواهید مشتریان جدید جذب کنید، مشتریان فعلی خود را راضی نگه دارید و کسب و کار خود را از این طریق رشد دهید. نرم افزار CRM امکان درک بهتر مشتریان را فراهم می کند. با تحلیل قدرتمند رفتاری و آنالیز اطلاعات بازاریابی، به راحتی امکان تقسیم بندی و هدف گذاری مشتریان فراهم می شود. و شما قادر خواهید بود علاقه مندی های مشتریان را یافته و سپس در زمان مناسب و با پیامی مناسب آن ها را با خود همراه نمایید.

3- مدیریت خدمات پس از فروش

ارایه خدمات عالی به مشتریان ابتدا با کسب رضایت آنها شروع می شود. و آن نیز ابتدا با کسب رضایت پرسنل شما آغاز می شود. بعد از آن پرسنل خدمات پشتیبانی شما به عنوان افراد حاضر نوک پیکان مواجه با مشتریان به گونه ای رفتار خواهند کرد که مشتریان علاقه مند خواهند بود روابط شان را با شما ادامه دهند.

4- بانک اطلاعات مشتریان

در نرم افزار CRM امکان تعریف مشتریان حقیقی و حقوقی وجود دارد و شما می توانید افراد حقیقی را به مشتریان حقوقی متصل کنید و یا برای مشتریان زیرمجموعه تعریف کنید. این قابلیت ها در کنار امکانات فرم سازی که اجازه می دهد فیلدهای مورد نیاز خود را به سیستم اضافه کنید. باعث می شود که یک بانک جامع از اطلاعات مشتریان در اختیار داشته باشید و برای اهداف مختلف از آن استفاده نمایید.

5- مدیریت خدمات پشتیبانی (Helpdesk)

همیشه مشتریان ما بیرون از سازمان نیستند برای برخی از واحدهای سازمانی نظیر واحد IT و یا واحد نت (نگهداری و تعمیرات) منظور از مشتریان یعنی پرسنل دیگر واحدهای سازمانی، نرم افزار CRM با استفاده از قابلیت هایی مانند مدیریت Case (یا تیکت یا issue یا مورد)، تقویم برنامه ریزی خدمات، پایگاه دانش، لیست وظایف و گردش کارها امکانات لازم برای راه اندازی سیستم خدمات پشتیبانی را فراهم می آورد.

6- کاتالوگ محصولات

یکی از معضلات شرکت هایی که چندین محصول دارند مدیریت و به روز رسانی کاتالوگ محصولات است. نرم افزار CRM امکان ثبت کاتالوگ محصولات را فراهم می کند. این قابلیت در کنار امکان اتصال آن به پورتال باعث می شود تا تغییرات شما بر روی کاتالوگ محصولات به صورت خودکار به پورتال اینترنتی یا فروشگاه شما نیز انتقال داده شود. Read More

CRM چیست؟

در ابتدا باید گفت که وسعت کارایی این نرم افزار تا حدی است که توصیف کارآمدی و کاربرد آن در یک مقاله کوتاه امری بس مشکل و تاحدی نشدنی است. CRM  مخفف کلمات Customer Relationship Management  می باشد که به معنی مدیریت ارتباط با مشتری است.CRM CRM  نرم افزاریست که نه تنها با استفاده از تمام امکانات موجود در خود باعث بهبودی روابط سازمان با مشتری های آن می گردد بلکه باعث ایجاد یک رابط منظم و هماهنگ بین بخشهای مختلف یک سازمان می شود (مزیتی که کمتر به آن اشاره می شود). نرم افزار CRM با قابلیت خود می تواند سه بخش حیاتی سازمان یعنی فروش, بازاریابی و خدمات به مشتریان را تحت کنترل خود قرار گیرد و موجب سرعت بخشیدن به فرایندهای کاری در هر سه بخش, حذف اضافه کاری ها, افزایش فروش و در نهایت افزایش رضایتمندی مشتری و تبدیل آن به مشتری وفادار می شود.

CRM, استراتژی کسب و کار:

مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) اغلب بعنوان یکی از استراتژی های کسب و کار تدریس می شود که سازمان را قادر به:
  • فهمیدن مشتری
  • حفظ مشتریان از طریق ایجاد یک تجربه بهتر برای آنها
  • جذب مشتریان جدید
  • پیروز شدن قراردادهای جدید
  • افزایش سودآوری
  • کاهش هزینه های مدیریت مشتری
 

کاربرد CRM  در بازار و تأثیر تکنولوژی بر این سیستم:

مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) با ایجاد راهکارهایی به سازمان کمک می کند که سلایق مشتریان خود را شناخته و تولیدات و سرویس های خود را براساس آن سلایق ایجاد و در اختیار مشتریان قراردهد.استفاده از این سیستم باعث سرعت بخشیدن به فرایندهای کاری و افزایش قابلیت پاسخگویی به مشتریان می گردد.این سیستم با استفاده از تکنولوژی روز دنیا ارتباط سازمان را از طرق مختلف مانند وب, ایمیل, پیامک, تماس با مشتریان حفظ کرده و با ترسیم نمودارهایی جایگاه فعلی شما در برنامه کاری خود و همچنین در مسیر رسیدن به هدف به وضوح نشان می دهد و برای رسیدن به هدفتان شما را ترغیب می کند.  

مزایای استفاده از CRM:

یکی مزایای مهم CRM این است که تمام اطلاعات کسب و کار یک سازمان در سه بخش فروش, بازاریابی و خدمات مشتریان در یک جا ثبت و جمع آوری می شود و با تعریف حق دسترسی گوناگون برای کاربران مختلف میتوان به راحتی به اطلاعات مورد نظر در کمترین زمان ممکن دست پیدا کرد. قبل از پیدایش این سیستم تمام اطلاعات یک سازمان مانند اطلاعات مشتریان,نمایندگی ها و رقبا, پیش فاکتورها, فاکتورهای فروش, اطلاعات خدمات به مشتریان,اطلاعات در زمینه تبلیغات و بازخوردهای آن وغیره, در بخش های مختلف آن پراکنده و دستیابی به آن اطلاعات امری زمان بر بود. همچنین برای ایجاد ارتباط با مشتریان نیاز به سیستمهای جداگانه بود که CRM با یکپارچه کردن همه سیستمهای ارتباطی که در بالا هم به آن اشاره شد کار را برای حفظ ارتباط با مشتریان بسیار زیاد راحت کرده است. یکی دیگر از مزایای مهم CRM تبدیل یک سازمان از شخص محور بودن به گروه محور بودن است. CRM کارمندانی که در یک سازمان از این سیستم استفاده میکنند مجبور به ثبت تمام اطلاعات حتی پیش بینی ها و تفکرات شخصی خودشان میکند و این امر باعث میگردد که اگر روزی یکی از کارمندان قادر به ادامه همکاری با سازمان نبود نفر بعدی بتواند با مطالعه عملکرد شخص قبل به سرعت وارد چرخه کاری شده و کار او را به خوبی ادامه دهد.

ازدیگر مزایای CRM میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ارائه راهکار های خلاقانه برای مشکلات رایج
  • پیدا کردن مشتریان هدف و شناسایی نیازهای آنها
  •  کاهش هزینه های جذب مشتری
  •  صفر کردن زمان جابجایی اطلاعات بین بخش های مختلف یک سازمان
  •  کنترل عملکرد کارمندان
بیان تمامی مزایای این سیستم با توجه به خواسته های متفاوت سازمان های مختلف امکان پذیر نمی باشد Read More